مروری بر فیلم : با او حرف بزن

4
1516
هرچه که پیشتر می روم بیشتر حس می کنم سینمای آمریکا یا همان هالیوود خودمان از درون در حال مردن و پوسیدن است و بر عکس، سینمای اروپا خصوصا کشورهایی مثل اسپانیا و ایتالیا روز بروز جوانتر و با روح تر می شود. نمونه اش همین فیلم سال ۲۰۰۲ کارگردان شهیر اسپانیایی پدرو آلمودوار به نام Hable Con Ella که ترجمه اش می شود: “با او حرف بزن”، یا “حرف بزن با او”. اگر دوست دارید راجع به این فیلم بیشتر بخوانید ادامه مطلب برای شماست…

فیلم برنده اسکار آلمودوار به نوعی رومئو و ژولیت معاصر اسپانیاست. فیلمی خالص در باره عشق. عشق تا پای مرگ. فیلم روایتی غیر خطی دارد و در این روایت جابجا، با دو مرد و دو زن آشنا می شویم. دو مرد که عاشقند. عاشق دو زنی که هر یک به علت حادثه ای به کما رفته اند و از لحاظ مغزی مرده اند. آن هم درست در زمانی که دو عاشق به اوج این رابطه عاشقانه رسیده اند. اما نحوه برخورد این دو مرد با فاجعه متفاوت است. یکی چهار سال از عمرش را به پای عشقش می سوزد و می سازد و دیگری به حکم عقل دل از معشوق می شوید.

آشنایی من با سینمای اسپانیا خیلی عمیق و طولانی نیست و محدود می شود به دیدن چند فیلم اخیر آلمودوار و البته آلخاندرو آمنه بار. با این حال در همین مدت کم و چند فیلمی که دیده ام دریافته ام که این سینما با آن داستانگویی عالی و انسانی اش قرابت بیشتری با روحیات انسانی ما دارد. برخلاف سینمای این روزهای آمریکا که اغلب بیش از یک سوژه جالب – و شاید هم بدرد نخور – چیزی برای ارائه ندارند فیلمهای اروپایی به شدت با انسان و سوژه های انسانی درگیرند و به همین خاطر پس از دیدن این فیلمها حداقل احساس یا خاطره ای در ذهنمان برای مدتی هم که شده باقی خواهد ماند.

دیدن این فیلم آلمودوار را به همه کسانی که مشتاق درک پیچیدگیهای احساسی بشر در غالبی ساده و روان هستند توصیه می کنم.

کانال تلگرام عصرنوشتن

4 دیدگاه

  1. شاد باد روح اين كارگردان و نويسنده و دست اندركاران فيلم!
    توي يه جايي ديدم كه ميگفت:
    اون چيزايي كه توي فيلمها هست خيلي ساده تره! زندگي پيچيده تر و سخت تر از اين چيزاييه كه توي فيلمها هست!
    با من حرف بزن بسيار واقعي تر و پيچيده تر از اونيه كه مي بينيم!
    عشق واقعي يا نياز براي ماندن و يا خواستن و نماندن و ماندن و نخواستن همه و همه جاي بحث دارد!

  2. فکر میکنم این فیلم ماجرایی است که امروزها دیگر کسی قصه اش را نمیگوید. شاید نباید گفت. اما من به شخصه احساس میکنم باید دونفر درگیر یک رابطه باشند اما آنجا که یک رابطه تمام توان عاطفی اش را از دست داده و قلبی دارد که گرچه میطپد اما به عشق نیست و … آیا میتوان چنین یک طرفه رفتن را عشق نامید!

ارسال یک پاسخ