سفر به کانادا – قسمت سوم: از واترلو به تورنتو

10
2851

در قسمت قبل خواندید که چند روزی را در واترلو به گشت و گذار پرداختم. شاید لازم باشد پیش از ادامه سفر، کمی راجع به این شهر کوچک کانادایی توضیح بدهم. واترلو یک شهر دانشگاهی است. در حقیقت دانشگاه واترلو یکی از معروفترین دانشگاههای دنیا بخصوص در در زمینه تکنولوژی و فن آوری و برترین آنها در کاناداست. جاییکه شرکتهای برتر تکنولوژی کانادا مدیران و کارمندان آینده خود را بیشتر از همین دانشگاه جذب می کنند. مهمترین نکته ای که باعث محبوب شدن این دانشگاه در دنیای فن آوری شده این است که دانشگاه واترلو مالکیت معنوی اختراعات و اکتشافاتی را که در آن رخ می دهد نه در تملک دانشگاه بلکه از آنِ مخترع آن می داند. در ادامه مطلب ضمن آشنایی بیشتر با واترلو در سفری کوتاه به تورنتو با من همسفر باشید.

 


از معروف ترین شرکتهایی که در واترلو فعالیت می کنند یکی شرکت Research in Motion یا به اختصار RIM است که سازنده Blackberry است و مالک و موسس آن قبلا دانشجوی همین دانشگاه واترلو بوده است. از دوستان شنیدم که ملکه الیزابت در سفری که به کانادا داشته به واترلو آمده و تنها از همین RIM بازدید کرده است!
از شرکتها که بگذریم خود دانشگاه هم بسیار جالب است. در حقیقت دانشگاه در دل شهر وجود دارد و بیشتر ساختمانها مثل دانشکده ها، کتابخانه و غیره هیچ گونه دیوار حفاظتی ندارند (اصولا در کانادا چیزی به عنوان دیوار دور اماکن بسیار بسیار به ندرت دیده می شود (به شخصه هرچه فکر می کنم به خاطر نمی آورم که دیواری دیده باشم!).

canada-14.jpgمحوطه داخل دانشگاه واترلو

در داخل محوطه دانشگاه انواع حیوانات همزیستی مسالمت آمیزی با دانشجویان دارند. سنجاب، غاز کانادایی و سگ آبی (Beaver) تعدادی هستند که من به چشم دیدم.

canada-15.jpgیکی از صدها جانور ساکن در دانشگاه واترلو

خصوصا غازها در محوطه دانشگاه فراوانند و ظاهرا هرکجا که لانه و بیتوته کنند حقوقشان مورد احترام قرار دارد جاییکه مثلا اگر جلوی دربی لانه کنند آن درب تا زمانی که از آنجا مهاجرت کنند بسته خواهد ماند!

canada-16.jpgغاز کانادایی که جلوی ساختمان انستیتو بیتوته کرده

و اما یکی از جالبترین قسمتهایی که در دانشگاه واترلو دیدم کتابخانه اصلی آن بود که در واقع نه یک کتابخانه معمولی که محلی برای اتراق و اقامت طولانی عاشقان درس و مطالعه است. این کتابخانه در حقیقت غیر از تعداد عظیمی کتاب شامل یک قرائت خانه بزرگ و تعداد بسیار زیادی کامپیوتر برای جستجوی مطالب علمی است.

canada-18.jpgمحوطه داخلی کتابخانه دانشگاه

دانشجویانی که به اینجا می آیند گاه ساعت ها غرق در مطالعه و یا حل کردن تمرینات خود می شوند و با تمهیداتی که دانشگاه اندیشیده برای مدتهای طولانی هم نیازی به خروج از این سالن ندارند. مثلا دستگاه خودپردازی برای خرید کلیه لوازم التحریر (دفتر، کاغذ، ماژیک، خودکار، …) یا محصولات مصرفی کامپیوتر(کول دیسک، سی دی و غیره) در نظر گرفته شده.

از آنجا که ظاهرا صحبت کردن در سالن اصلی کتابخانه آزاد است سالنی مخصوص به نام سالن سکوت (Silence Study) در نظر گرفته شده!

canada-20.jpgمطالعه در سکوت

حیف است که از خود معماری بیرونی کتابخانه نگویم که مانند استوانه ای عظیم بین دو قسمت دانشگاه قرار گرفته و در کل طراحی دانشگاه طوری است تا در فصل سرد حداقل نیاز برای خروج از ساختمان و رفتن به فضای باز و یخبندان وجود داشته باشد.

canada-17.jpgنمای بیرونی کتابخانه دانشگاه واترلو

کم کم وقت آن است تا از واترلو دل بکنم و به مقصد بعدی ام تورنتو بروم. تورنتو مرکز ایالت اونتاریو و بزرگترین شهر کاناداست. برای رفتن از واترلو به تورنتو سه راه وجود دارد: رفتن با ماشین، با اتوبوس یا با قطار. من در سفر نیم روزه فعلی ام با ماشین به این کلان شهر می روم که حدود یکساعت تا مرکز شهر (Downtown) طول می کشد.
تورنتو در کنار دریاچه اونتاریو (Lake Ontario) قرار دارد که به آن جلوه زیبای یک شهر ساحلی را می بخشد. دریاچه اونتاریو همان دریاچه بزرگی است که تا مرز آمریکا گسترده می شود و آبش در آبشار نیاگارا فرو می ریزد که در قسمت بعدی این سفرنامه از بازدید فراموش نشدنی آن خواهم نوشت.
اگر در اینترنت بگردید مهمترین جاذبه توریستی این شهر را برج مخابراتی اش به نام CN Tower خواهید دید که بیش از سی سال بلندترین ساختمان دنیا بوده است و برج میلاد ما بسیار به آن شبیه است.

canada-21.jpgبرج مخابراتی تورنتو CN Tower

اما اگر به اروپا رفته باشید این برج های مخابراتی بسیار تکراری جلوه می کنند و من حتی زحمت بالا رفتن از آن را به خودم نمی دهم! بجای آن به پیشنهاد دوستان می رویم تا از یکی از چند جزیره جالب دریاچه اونتاریو دیدن کنیم. برای رسیدن به این جزایر که بسیار به شهر نزدیکند فقط کافیست به کنار اسکله بروی و بلیطی برای یکی از چند قایق بزرگ موتوری (Ferry) بخری. این “فری” ها مسافران را از ساحل تورنتو به این جزایر می برند. این جزایر که به جزایر تورنتو (Toronto Islands) در واقع مکانهای تفریحی محبوب تورنتویی ها هستند و هر کدام اندازه های مختلفی دارند و در یکی از آنها حتی فرودگاهی هم به اسم “بیلی بیشاپ” وجود دارد که پروازهای داخلی زیادی نیز دارد. هر جزیره تعدادی ویلا و خانه دارد و تعدادی هم در آنها ساکنند. ورود ماشین به این جزایر ممنوع است.
قایق که از شهر دورتر می شود مدرن بودن شهر آشکارتر می شود. حدود ده دقیقه بعد در یکی از این جزایر هستم. از آنجا که میان هفته است خلوت است و تقریبا جز صدای پرنده ها صدای دیگری به گوش نمی رسد. آرامش محض!

canada-22.jpgنمای تورنتو از داخل جزیره

دور تا دور جزیره جاده ای کشیده شده و اینجا و آنجا ردیف ویلاهایی که به نظر بسیار گران قیمت می رسند دیده می شود. صدها کشتی کوچک تفریحی هم در کانالهای جانبی جزیره لنگر انداخته اند که نشان از اشرافی بودن منطقه دارد. از اینجا Downtown تورنتو بسیار زیباست.

canada-23.jpg
با نزدیک شدن شب با آخرین قایق برگشتی به سمت تورنتو برمی گردم. در غروب زیبای آفتاب تغییر رنگ نورپردازی برج مخابراتی CN Tower هر از گاهی چهرۀ زیبایی به آن می دهد.

تورنتو در شب

روز بعد فرصتی می شود تا سری به مرکز شهر شلوغ تورنتو بزنم. جمعیت فراوان در دل آسمانخراش های بلند با عجله به اینطرف و آنطرف می روند.

canada-26.jpg
تراموا و متروی تورنتو چهره جالبی ندارد و قدیمی و کثیف به نظر می رسد. شاید مثل اکثر کلانشهرهای دنیا. آنقدری وقت ندارم که همه جای تورنتو را ببینم اما چیزی که در همین گشت و گذار کوتاه برایم جالب است نحوه چیدمان خیابانها و ساختمانهاست که بسیار منظم با خیابانهایی موازی هم و شبیه صفحه شطرنج ساخته شده اند. ظاهرا این ساختار در تمام شهرهای کانادا (به جز تعدادی) رعایت شده است و گرچه کمی خسته کننده به نظر می رسد اما نظم حاصل از آن دوست داشتنی است.

canada-25.jpg
از خیابان معروف یانگ هم دیدن می کنم که مدتها به عنوان طولانی ترین خیابان دنیا در کتاب رکوردهای گینس ثبت بوده و آمریکا را به کانادا وصل می کند. این همان خیابانی است که قسمتی از آن به نام “تهرانتو” معروف شده است. از تقاطع خیابان “فینچ” که رد بشوی تابلوهای مغازه ها به فارسی به شما خوش آمد می گویند. سوپر فارسی، رستوران فارسی، موسسه حقوقی و حسابداری فارسی و غیره. وارد یکی از سوپرها که می شوم همه اجناس وطنی به وفور یافت می شوند از آلوچه و نان بربری بگیر تا کله پاچه و حلیم! و البته زبان شیرین فارسی هم زبان رسمی اینجاست!
راستش برنامه ای برای بازدید بیش از این از تورنتو نداشتم و این دیدار های کوتاه هم علاقه زیادی نسبت به این شهر در من ایجاد نکرد اما کسی چه می داند؟ شاید دیدار بعدی جالبتر و البته برای شما خواندنی تر باشد.

ادامه دارد…

سفر به کانادا: قسمت اول – آمستردام، باغ بهشت

سفر به کانادا – قسمت دوم – واترلو، کانادای کوچک

سفر به کانادا – قسمت چهارم: آبشار نیاگارا

سفر به کانادا – قسمت پنجم: آفریقا در کانادا

سفر به کانادا – قسمت آخر: از اتاوا تا مونترال در پنج روز

توجه: این مطلب به صورت اختصاصی برای ‏Writeage.com‏ نوشته شده درج تمام یا قسمتی از ‏این ‏مطلب، ‏تنها با ذکر نام سایت و آدرس دقیق این صفحه مجاز است.

 

کانال تلگرام عصرنوشتن

10 دیدگاه

  1. سلام داداش میگم این واترلو چطور جاییه؟؟؟از نظر مردم آب وهوا وقیمت مسکن خوشحال میشم جواب دهید من میخام به کانادا مهاجرت کنم یه شهر خوب میخام واسه زندگی

  2. سلام
    ممنون از مطالب مفیدتون
    ببخشید یک سوال داشتم، آیا دانشکده ی معماری واترلو هم (در خیابان melville قراردارد)، بخشی از دانشگاه واترلوست؟ چطوری میتونم اینو بفهمم؟ دارم برای پایان نامه ام روی این دانشکده و پلان(نقشه)هاش تحلیل میکنم میخواستم اگه ممکنه توی اطلاعات تکمیلیش کمکم کنید.
    ممنون میشم ازتون.

  3. سلام دكتر جان.. منم راسيول … طرفدار هميشگيت.
    بزار به يه چيزي اعتراف كنم .. سوگند ميخورم كه وقتي تصوير كتاب خانه دانشگاه و جو حاكم و نور پردازي و رنگ ان را ديدم نتوانستم تاب بيارم و از جام بلند شدم و رفتم لب پنجره تا فشار حاصله به روحم ، كمتر بشه………..اه

  4. سلام
    من تصادفی با سایتتون آشنا شدم. واقعا ممنون که با لحن کاملا ساده و خودمونی می‌نویسین که آدم مشتاق می‌شه مطلب را تا انتها بخونه، مخصوصا عکس‌های زیبا و زیادی که آدم می‌تونه حس بهتری نسبت به متن داشته باشه.

  5. آقا ممنون از اینکه وقتتون را برای نوشتن و اشتراک گذاری این سفرنامه صرف می کنید . من همیشه از خوندن متن های اینچنینی و بخصوص مطالب سایت شما لذت می برم.

  6. سلام
    امیدوارم خوب باشید من شدیدا از نوشته ها و تجربیاتتون لذت می برم مخصوصا از دید دقیقتون امید وارم مطالب بیشتری ازتون بخونم

  7. جالب بود.
    ((بیشتر ساختمانها مثل دانشکده ها، کتابخانه و غیره هیچ گونه دیوار حفاظتی ندارند))
    مرکز تحصیلات تکمیلی درعلوم پایه ی زنجان هم در دوران ریاست مدیر قبلیش یه چنین سیاستی داشت و اطرافش هیچگونه حفاظ و دیواری نداشت.

ارسال یک پاسخ