ببخشید شما؟ (یاداشتی بر جشن آی تی نویسان پرشین بلاگ )

14
1354
جشن وب لاگ نویسان آی تی و یا آنچه پرشین بلاگی ها آن را یلدای وبلاگستان نامیدند، چند روز پیش در تهران برگزار شد یادداشت زیر نگاهی دارد به اتفاقات پیرامون این همایش و آنچه در آن گذشت. با ما همراه شوید

این دومین بار بود که در جشنی که توسط پرشین بلاگ میزبانی می شد شرکت می کردم گردهمائی این دوره اما بر خلاف دوره پیشین که خاطره سیاهی از آن را همواره با شنیدن نام پرشین بلاگ با خود به همراه داشتم در فضائی مناسب تر برگزار گردید هر چند که هنوز کاستی ها و نقائض گاه و بی گاه این گروه آماتور سابقه دار، فضا را از یک محیط حرفه ای کاملا مجزا می نمود.

persianblog_it_celebration_02.jpg

مراسم همچون قبل در سالن الغدیر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران واقع در پل گیشا برگزار شد، جائیکه از لحاظ دسترسی یکی از مشکل ترین مسیرهای تهران به حساب می آید چرا که خیابان گیشا از معدود خیابان های تهران است که به هیچ خیابان اصلی راه نداشته و از چهار طرف در محاصره کمربند بزرگراهی اتوبان های چمران، آل احمد، فضل الله و حکیم می باشد و دسترسی به این ناحیه برای بخش بزرگی از مدعوین این جشن، که ساکن استان هایی غیر از شهرستان تهران هستند بسیار مشکل آفرین است. طبق برنامه در ساعت 3 بعد از ظهر در محل حاضر بودیم ازدحام افراد در مقابل درب ورودی خبر از استقبال فراوان از این جشن را می داد به محض حضور در سالن و قرار گیری در جایگاه مهمانان ویژه بی برنامه گی پرشین بلاگ کاملا خود را نشان داد جائیکه چندین بار این جایگاه با برخورد نچندان محترمانه میزبانان رنگارنگ و نوجوان این جشن تغییر پیدا کرد این مسئله زمانی حادتر گردید که چندین میهمان همیشگی این جشن نیز مجبور به ترک صندلی های خود شدند که از آن میان شاید اجبار به تنها نشینی ویلوت و تغییر جای یک خانم و آقای سالمند از ردیف جلو به طبقه بالای سالن برای نشاندن نوه پنج ساله جناب نصیریان و مادر محترمشان از همه تاسف بار تر بود.

باری به هر جهت، تا پیش از آغاز مراسم توفیق اجباری در تحمل صدای گوش نواز (بخوانید کر کننده) ارگ پنهان در پرده، نصیب تمامی حاضرین در سالن گردید. مراسم در ساعت پانزده و چهل و پنج دقیقه با حضور مجری در پشت تریبون بطور رسمی آغاز شد و این شاید بهترین قسمت ماجرا بود چرا که مجری این جشن یکی از گویندگان خوش صدای رادیو (سعید پورمحمودی) بود که به محض آغاز سخن با تشویق حاضرین در سالن روبرو شد. تعارف های همیشگی در وصف خوبی و صفا و مهربانی این و آن همراه با بداهه گوئی ها و شکایت های طنز آلود مجری در بی برنامگی گردانندگان جشن، بر جنبه کمیک ماجرا بسیار افزوده بود. تقدیر از وب لاگ نویسان کودک با حضور سه تن از برگزیدگان، بخش بعدی برنامه بود که با شیرینی تمام! به انتها رسید. حضور یک ترانه سرای تلویزیونی بروی سن، که تا بحال نه نام او و نه نام برنامه او را نشنیده بودیم قسمت دیگری بود که عملا به مشاعره مجری و ترانه سرا انجامید. در ادامه کلیپی از یک خواننده گمنام پخش گردید که ترکیبی بود از چندین تصویر بسیار معروف تلویزیونی زیر صدای بم خواننده. دعوت از زوج های وبلاگی بخشی بود که برخلاف انتظار بسیار آموزنده تر از آنچه انتظار می رفت اجرا گردید. در این بخش دو زوج جوان که البته هیچ کدام وب لاگ نویس حرفه ای نیز نبودند بروی صحنه حاضر شدند که از بد ماجرا یکی از آن دو، پسر جناب بوترابی مسئول پرشین بلاگ بود ترکیب ظاهری این جوان (و شاید هم بهتر است بگوئیم نوجوان)، در قیاس با پدر محافظه کار خود چنان در تضاد بود که به سختی می توان نسبت میان آن دو را باور کرد البته آنسوی ماجرا یعنی خانم همراه ایشان نیز نکات جالب تری از جمله اختلاف سنی 10 ساله و مقیم بودن خانم در کانادا را بر این ماجرا افزودند

و درست همین جا بود که شومن اصلی جشن پای بروی سن گذاشت. این جناب فرورتیش (Farvartish) نام، که برای خودش آل کاپونی بود ادعا می کرد شایعه فروش واحد های برج میلاد به قیمت متری دو میلیارد تومان و همچنین شایعه کج شدن این برج (این یکی را من نشنیدم)، توسط ایشان تولید گردیده است اما فارغ از صحت و سقم این گفته ها، حاضر جوابی و شوخ طبعی ایشان امری بود که نمی توان از آن گذشت و همین که سوال های پیچ دار و عذاب دهنده مجری را با پاسخ های کوبنده و مضحک بدرقه می نمود به راحتی شخصیت جالب او را به نمایش می گذاشت. این مجری سرگرم کننده که انتقاد های تند و طنز آلود خود را از هیچ کس از جورج بوش گرفته تا بهاره رهنما و از ویلوت گرفته تا فوروم داران ظاهرا محترم دریغ ننمود در انتها به سبکی منفجر کننده و با شلیک یک لنگه کفش بسوی وی به کار خود خاتمه داد.

بخش اصلی برنامه یعنی معرفی برترین یادداشت های آی تی با سرعت و با عجلگی تمام اجرا گردید در این بخش در ابتدا نام پنج یا شش سایت با سرعت نور بروی پرده نمایش داده شد و تلاش های مجری و خانم رهنما برای خواندن عناوینی که به سرعت تعویض می گردیدند، نیز به نتیجه چندانی نرسید جالب ترین بخش این قسمت، وقتی بود که قرار شد از سه وبلاگ برتر این لیست برای حضور بروی صحنه دعوت گردد و مجری مستاصل و از همه جا بی خبر که هیچ لیستی نیز در اختیار نداشت در انتها چاره را در این دید که اعلام کند هر که اول تا سوم شده است خود بروی صحنه بیاید! عناوین اول و سوم این بخش به ترتیب “شاهوار” و بلاگ “یک شهروند الکترونیک” بودند که به همراه یکدیگر بروی سن حاضر گردیدیم. سوالات مجری در این بخش شامل موارد تکراری و نخ نمائی همچون تعداد کامنت های روزانه و تعداد مطالب هفتگی می گردید که با اهدای هدایای یادبود پایان پذیرفت. هدایای این بخش شامل یک لوح تقدیر (که در آن “عصر نوشتن” را “عصر نوشت” عنوان کرده اند)، یک حافظ جیبی نفیس به همراه یک آنتی ویروس کاسپرسکی و یک T-Shirt با نشان پرشین بلاگ می گردید. (البته یک پاکت کوچک که این یکی احتمالا هدیه نقدی بود در دستان حامد عزیز مشاهده گردید).

مراسم با صحبت های جالب جناب بوترابی که پیش از مراسم به صراحت از خداحافظی وی با این مجموعه سخن رفته بود ادامه پیدا کرد که البته ایشان با تصحیح گفته قبلی، ادامه حضور خود در این مجموعه، برای یک سال دیگر و نظارت بر تیم جدید را اعلام نمودند (بی اختیار به یاد مایکروسافت و قضیه خداحافظی بیل گیتس افتادم). صحبت های معنی دار ایشان در لزوم حمایت از یک کشور مظلوم خارجی (که البته با بیانات صریح فرزندشان کاملا در ارتباط بود!) از موارد شایسته توجه دیگر این جشن بود. در پایان یکی از مسئولین فعلی پرشین بلاگ بعنوان مدیر عامل جدید معرفی گردید و مراسم با عکس های یادگاری فراوان و اهدای سبدی پر از عروسک به مدیر عامل قبلی پایان یافت.
در همین رابطه:
کانال تلگرام عصرنوشتن

14 دیدگاه

  1. سلام
    تبریک عرض میکنم آقا آرش
    باور بکنید یا نکنید من از قبل میدونستم شما هم انتخاب میشید یعنی یقین داشتم
    در کنار تمام مسائلی که فرمودیدخوشحالم که Writeage هم منتخب شد

  2. سلام!
    برگزیده شدنتان را در نظرسنجی برترین یادداشت های آی.تی پرشین بلاگ تبریک می گوییم. خبر مربوط به این جشنواره و لینک برگزیدگان در پایگاه خبری وبلاگ نیوز درج شده است. برای مطالعه مشروح خبر می توانید روی این لینک کلیک کنید
    با تشکر
    تیم خبری وبلاگ نیوز

  3. سلام آرش عزیز.
    من نویسنده وبلاگ KP-Tools هستم. آری من با تمامی نوشته ی شما در مورد این جشن موافقم. زیرا که من هم در این جشن بودم و از ضعف های آن آگاه هستم.
    متاسفانه وبلاگ های 4 تا 10 را اصلا مجال معرفی ندادند و فقط به تبلیغ شاهوار پرداختند.
    با سپاس از شما

  4. من 1.5 سال است مطالب شما رو می خونم و از همتون سپاس گذارم.
    چون با گوشی تو وب هستم نمی تونم بیشتر تشکر کنم

  5. با سلام
    دوست عزیز شرکت در این جشن برای همگان آزاد بود (البته تا جائی که ظرفیت سالن اجازه می داد) در ضمن مدیر فعلی پرشین بلاگ را در این لینک می توانید پیدا کنید
    با تشکر

  6. به نام خدا
    با تشکر از مطلب جالب و جامع شما.
    دو تا سوال دارم:
    1-در این جشن آیا همه می توانستند شرکت کنند یا فقط وبلاگ نویسانی که دعوت شده بودند؟
    2-مدیر فعلی سایت پرشین بلاگ کیست؟
    ممنون

  7. با سلام
    ITLine عزیز از صمیمیت وصف ناشدنی شما که همواره از ابتدای راه با ما بوده است بسیار متشکرم
    گزارش پیش رو بسیار خوش بینانه نگاشته شده است و مطمئنا کاستی های آن بیش از این مجال است اما چاره چیست که تنها نهادی که هر از چندگاهی می تواند دوستان وب لاگ نویس را دور هم جمع نماید همین پرشین بلاگ است
    با تشکر

  8. اجازه بده که برای چندمین بار تبریکات صمیمانه خودم رو به شما و تیم writeage ابراز کنم.
    از گزارش خوبت هم ممنون که تونستم بخوبی در جریان امور جشن قرار بگیرم. حامد هم یک ربع سکه گیرش اومد چیز خاصی نبود.
    حرف تو دلم زیاد هست که بزنم ولی مصلحت اجازه نمیده

  9. اوه! اینبار به عنوان یه خواننده نظر می دم:
    واقعا خوش به حالم شد که بخاطر کلاس فرانسه نتونستم تو این جشن! شرکت کنم!
    شاید اگه همینطوری پیش بره 5 سال دیگه بشه بدون اعصاب خردی توی این جشن شرکت کرد. تا اون موقع!

ارسال یک پاسخ