سفری به اروپا – قسمت دوم

2
1387

سفر به اروپا جدای از فواید طبیعی که یک سفر برای یک نفر می تواند داشته باشد ، می تواند دروازه ای گشوده به تمدنی متفاوت با تمدن شرق هم باشد. کما اینکه برای من اینگونه بود. در این سلسله نوشتار سعی دارم کمی از دیده هایم از این سفر را با شما قسمت کنم. اگر دوست دارید قسمت دوم این سفرنامه را بخوانید روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید.

در قسمت قبل تا آنجا نوشتم که به راحتی آب خوردن و از روی نقشه قطار شهری فرانکفورت به راحتی آب خوردن به هتلم رسیدم. هتل Kolping هتلی سه ستاره در موقعیتی عالی در مرکز شهر است(این را بعدا فهمیدم). برگه رزرواسیون اینترنتی اتاقم را که به مسئول پذیرش نشان می دهم مرا به اتاقم راهنمایی می کند. اتاقی کوچک ولی تمیز و مرتب. چیزی که برایم تازگی دارد وجود انجیلی کوچک به دوزبان (لاتین و انگلیسی) بالای تخت خوابم و صلیب کوچکی بالای درب ورودی اتاق است. بغیر از BBC و CNN بقیه 30 شبکه تلویزیونی هتل به زبان آلمانی برنامه پخش می کنند و این برای من که حتی یک کلمه آلمانی نمی دانم کمی نامطبوع است (ولی مگر من برای تلویزیون دیدن به اینجا آمده ام؟ تازه در ایران هم که فقط همین BBC و CNN را نگاه می کنم!).

Kolping Hotel Frankfurt

روز دوم است و باید برای شرکت در نمایشگاه، به نمایشگاه بین المللی فرانکفورت بروم. حالا فرصت بیشتری دارم که به تحقیق در احوالات مردم بپردازم! به طور کلی چیزهایی که دستگیرم می شود اینهاست:

– تعداد خارجی ها بسیار زیاد است (مخصوصا چشم بادامی)
– از چهره مردم می توانی بخوانی بسیار راحت و کم دغدغه اند ، با اعصابی راحت و تقریبا بدون هیچ عجله ای.
– بسیار می خندند و بلند بلند حرف می زنند که نشان می دهد چیزی برای پنهان کردن ندارند.
– بسیار مهربانند. مثلا وقتی دری را باز می کنند آن را نگاه می دارند تا نفر بعدی هم رد شود!
– تقریبا همه کتابی (معمولا قطور) در دست دارند و همه جا مشغول خواندن آنند. در ایستگاه قبل از آمدن قطار، در قطار به سمت مقصد و حتی به صورت ایستاده! در دست کسی مجله ندیدم همه کتاب به دست! البته بعضی ها هم در قطار مشغول حل کردن جدولهای سودوکو هستند(مخصوصا جوانترها).

در نمایشگاه از نظم حاکم کمی هیجانزده می شوم. همه چیز پیش بینی شده است. دم درب ورودی اتاقهایی برای نگهداری کت، کاپشن و کیف های بزرگ و کوچک بازدیدکنندگان وجود دارد که در مقابل وجه آنها را نگاهداری می کنند تا بتوانی با خیال راحت و سبکبال به گردش در نمایشگاه بپردازی.

Frankfurt International Fair

محوطه نمایشگاه بسیار بزرگ است ولی از آنجا که همه امکانات رفاهی در آن گنجانده شده کمتر خسته می شوی. مثلا در هر سالن تعداد زیادی مبل راحتی برای استراحت بازدید کننده ها گذاشته اند. حتی در یک سالن تعدادی بالش و متکا هم هست تا اگر دلت خواست و خسته بودی چرت کوتاهی هم بزنی! همزمان با نمایشگاهی که من در آن شرکت دارم (Beauty World 2007) دو نمایشگاه دیگر هم هست که هر دو از نمایشگاه اول جالب ترند: Paper World و Christmas World . جالب است که برای هر کدام از آنها بلیط جداگانه ای می فروشند ( از 20 تا 80 یورو ) ولی وقتی برای یکی بلیط بگیری به راحتی می توانی هر سه تا را ببینی!

Frankfurt Paper World 2007 fair

از نمایشگاه که بر می گردم می روم تا گشتی در شهر بزنم. مسئول پذیرش هتل به من می گوید حتما به خیابانب که مرکز خرید فرانکفورت است بروم و من هم همین کار را می کنم. خیابان Zeil یکی از جالب ترین مراکز خرید اروپاست (در اینترنت خوانده ام ) خیابانی طویل که با درخت های عجیبش متمایز از بقیه شهر است. در این خیابان ماشینی رفت و آمد نمی کند فقط پیاده ها و دوروبرش پر است از فروشگاههای برند های معتبر دنیا. البته خودتان می دانید که با بودجه ما معمولا چیزی نمی شود خرید و باید به نگاه بسنده کرد!

Frankfurt Zeil Street

در فرانکفورت کم و بیش گدا پیدا می شود اما کاری به کارت ندارند. تنها در گوشه ای نشسته اند و ظرف کوچکی جلویشان می گذارند. معمولا هم جوان هستند! شاید پانک باشند . نمی دانم!

 

ادامه دارد…

 

قسمت اول | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم | قسمت ششم | قسمت آخر

 

پانوشت: اگر دوست دارید عکسهای با کیفیت تری از سفرم ببینید می توانید سری به سایت Trek Earth بزنید. این سایت، به من اجازه می دهد هر روز یک عکس در آن آپلود کنم و عکس های آپلود شده دیگران را هم ببینم. متاسفانه در بعضی ISP ها قسمت اروپای سایت ف ی ل ت ر شده است. پس اگر نتوانستید چیزی از اروپا ببینید از قدرت خلاقیت ایرانی خود کمک بگیرید! در این سایت برای دیدن عکس های من drritalin را جستجو کنید.

2 دیدگاه

  1. سلام.
    خاطراتتون خیلی قشنگه.دوست دارم بیشتر درباره آداب و رسم و رسومشون بدونم(که البته نوشتید).
    خوش به حالشون.منم شنیدم میگن هم جای خوبیه و هم مردمای خوبی دارند.
    کاش هنوز این سفر به خوشی نصیبتون بشه و نصیب من هم بشه.
    هنوز خاطرات خوبتو بنویس.در ضمن توی این سایت اصلا خوب نیست .
    1000 دقیقه طول کشید تا بیاد(بارگذاری بشه)! توی این وبلاگ ها بنویسی بهتره.
    در ضمن یه نکته دیگه اینکه این عکس ها که از آلمان گذاشتی قد نخوده از بس کوچیکه! یه کمی بزرگترش کن.یا اینکه تو سایت http://www.flickr.com ثبت نام کن و عکس ها تو اونجا بذار تا دیگران لذت ببرن.اون سایتی که عکس هاتو گذاشتی داخلش اصلا خوب نیست!

ارسال یک پاسخ